سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
در غزل فلسفه ی چشم تو



 امشب برای چندمین بار در روزهای اخیر ، فیلم "حرامزاده های لعنتی " ساخته ی "تارانتینو "را تماشا کردم.جدای از رئالیسم جادویی فیلم درباور پذیر کردن یک داستان غیر واقعی(کشتن هیتلر و سایر سران نازی در یک سینما و تغییر دادن سرنوشت جنگ) و جدای از تکنیک ها و تمهیدات خاص و بی نظیر تارانتینویی از فیلمنامه و بازیگری و بازی گیری گرفته تا نور و صدا و دوربین و موسیقی و... که این اثر را به یک فیلم بی نظیر در تاریخ و یک مدرسه ی بصری کارگردانی تبدیل کرده ، یک نکته ی خاص در این فیلم چشم نوازی می کند و آن محق نشان دادن یهودیان در کشتن و پوست کندن و جمجمه له کردن است که با بیان رئال و خشن و خونین کارگردان با گستاخی محض ارائه می شود و صد البته هر مخاطبی را متقاعد می کند که حق با این یهودی هاست.حتی مخاطبی مثل مرا که باور دارم هیچ کس حق ندارد پوست سر دیگری -حتی یک نازی- را بکند در لحظه هایی  به یک بیننده ی قسی القلب تبدیل می کند که با دیدن کنده شدن پوست سر جنازه ی یک نازی سرشار از هیجان می شوم و حتی برای یک لحظه در سیاهی لشکر پروردگان ذهنی هالیوود جا می گیرم.

حرامزاده های لعنتی تارانتینو


به هر حال دیدن این فیلم هشداری دویاره است برای هر ذهنی؛ که ما چقدر قدرت این ابر رسانه را به هیچ انگاشته ایم و به اسم سرگرمی، سر سپرده ایم به تربیت شدنی دست آموز وار؛ و  چقدر دوباره متاسف شدم به حال سیمای خودمان که چند سال پیش با سریال ابلهانه ی "چشم های آبی زهرا" واقعیت تاریخی "استفاده ی موسسات ژنتیکی اسراییل از کودکان فلسطینی به عنوان موش آزمایشگاهی" را تبدیل به سوژه ای مضحک و کمدی کرد.
این روزها حروف گزاره ی "رئالیسم جادویی" دور سرم تاب برداشته و چرخ می زنند.مثل ستاره هایی که دور سر شخصیت های کارتونی می چرخند؛ وقتی که چیزی محکم توی سرشان خورده باشد.





نوشته شده در  شنبه 30/2/91ساعت  1:49 صبح  توسط رضا شیبانی اصل 
  نظرات دیگران()

بعد از این
ابر چشم هر کسی را بارور دیدم؛
باورم دیگر نخواهد شد
...عصر "باران های مصنوعی" ست

                                         رضا ش/این روزها


نوشته شده در  پنج شنبه 28/2/91ساعت  2:0 عصر  توسط رضا شیبانی اصل 
  نظرات دیگران()

به  دو امام نور : هادی و مهدی

شب گذشته ست ای هم اندوهان
تا سحرگاه اندکی مانده ست
بر فراز شب
می درخشد کوکب هادی
می نماید ره به شب پویان
آنک آنک کاروانی از خبر های معطر می رسد از راه

تا سحرگاه اندکی مانده ست
آنک از هر سو خروسان مژده خوانانند
وه ! چه زیبا صبح آبادی
وه! چه زیبا بانگ گنجشکان بیداری
ای ظهور ناگهان
                   ای صبحدم!
                                سنگی بزن
                                              جغد پلید آواز را باری...

                                                                       رضا ش
                                                                              بامداد 21 اردیبهشت91-تهران
 


نوشته شده در  پنج شنبه 21/2/91ساعت  12:59 عصر  توسط رضا شیبانی اصل 
  نظرات دیگران()

مراسم رونمایی از مجموعه ی شعرم : "سکوت کاهگلی"

با حضور:

حسین قرائی
علی محمد مودب
دکتر محمد مهدی سیار

زمان:سه شنبه 19 اردیبهشت، ساعت 11 صبح

مکان: سالن اجتماعات خبرگزاری فارس
(آدرس خبرگزاری فارس :ضلع شمال شرقی چهار راه کالج-خیابان شهید سعیدی)


نوشته شده در  دوشنبه 18/2/91ساعت  12:14 عصر  توسط رضا شیبانی اصل 
  نظرات دیگران()

مجموعه ی شعرم:

"سکوت کاهگلی"

نمایشگاه کتاب تهران
سالن ناشران عمومی ،راهروی سوم ، انتشارات شهرستان ادب
(غرفه با نام سلمان پاک)


نوشته شده در  جمعه 8/2/91ساعت  8:30 عصر  توسط رضا شیبانی اصل 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
این حرامزاده های لعنتی چه می کنند؟!
باران مصنوعی
ای ظهور ناگهان...
مراسم رونمایی از کتاب \سکوت کاهگلی\
سکوت کاهگلی چاپ شد
[عناوین آرشیوشده]